یا صاحب الزمان


من هنوز هم فکر می‌کنم؛

آسمان وقتی ابری می‌شود

لابد تو داری يک جايی، غصه‌ی ما را می‌خوری....

من چند روزی رفتم کربلای ایران

با کاروان راهیان نور مدرسون.ما رو که کربلا  راه نمیدن مگه همینجاها بریم و یه تلنگری بوخوره بهمون...

میخواستم هم تبریک عید و بگم(من سیدم دیگه!) و خبر بدم که بلاگفا ایراد داشت

به هر حال.جای همتون خالی ...عالی بود

باران

بازی نميکنم آسمان که گريه می‌کند،
انگار تو هم دلت می‌خواهد که ابر شوي و بباری…
بباری و پاک کنی، زنگار دل سياهت را.

 

و وای بر آنی که آسمان دلش ابی نمي‌شود!
تا ببارد و بشويد؛
ببارد و پاک کند؛
ببارد و سبک شود،
همچون نسيم با طراوت لحظات پس از باران.

 به قول شهید آوینی در سفر زمینی پا مجروح میشود و در سفر آسمانی دل...

خدايا،
دلهايمان را باراني کن…

 

يه حديث از امام صادق هس که ميگه اگه هزار بار توبه شکستين برگردين...


اگه شيرينه گناه تلخ به نظرت رسيده
برگرد...
امروز روزشه...

گفت دانایی که گرگی خیره سر                         هست پنهان در نهاد این بشر

هر که با گرگش مدارا می کند                            خلق و خوی گرگی پیدا می کند

هر که گرگش را در اندازد به خاک                        رفته رفته می شود انسان پاک

زور بازو چاره این گرگ نیست                             صاحب اندیشه داند چاره چیست

در جوانی جان گرگت را بگیر                               وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

.....

روزی تو خواهی امد...

خط بزن "و" را موعود ِ من ؛
موعد ِ آمدنت شده

فکر کنم باید تو را به خودت قسم دهم

این صدمین بار بود

میخواهم برگردم

دستم را بگیر