بازی نميکنم آسمان که گريه می‌کند،
انگار تو هم دلت می‌خواهد که ابر شوي و بباری…
بباری و پاک کنی، زنگار دل سياهت را.

 

و وای بر آنی که آسمان دلش ابی نمي‌شود!
تا ببارد و بشويد؛
ببارد و پاک کند؛
ببارد و سبک شود،
همچون نسيم با طراوت لحظات پس از باران.

 به قول شهید آوینی در سفر زمینی پا مجروح میشود و در سفر آسمانی دل...

خدايا،
دلهايمان را باراني کن…