یه یاد یار
وسط بین الحرمین ایستاده بودم
برای لحظاتی متحیر ماندم
سر را مدام میچرخانم
این طرف یا آن طرف؟
یادم می آید از علمدار
ثانیه ای در جنگ ها بیکار نمیماند
اما
لحظه ای که نه دست داشت تا بجنگد
نه آبی که به خیمه ها ببرد
علمدار وسط بهبوهه
متحیر مانده...
به راست میچرخم
راه میفتم سمت حرم حضرت سقا
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:47 توسط مداد مغزی
|